خرید بک لینک
ته کلاس نشسته بودم ، زنگ زمین شناسی بود ، زنگ مورد تنفر خیلی از بچه های تجربی ، سه تا از بچه های کلاس ، سارا مریم شایا ، همیشه این زنگ میومدن ته کلاس میشستن ، نه اینکه ته نشین باشن ها ، نه ، پاش میرسید ازون بچه خرخون های روزگار بودن ، این زنگ رو میومدن ته، سارا مریم شایا ، از ابتدایی باهاشون همکلاس بودم ، از ابتدایی ، گمونم دوم ابتدایی اینجورا باهم دوست بودن ، یه سالههایی بود حلقه دوستیشون بزرگ میشد سه چارتای دیگه عم میومدن پیششون اما تهش این سه تا بودن باهم ، میگیری چی میگم دیگه ؟ تهش این سه تا بودن ، سارا مریم شایا ، جزو بچه های تو چشم بودن ، تو چشم ، مورد توجه ، ازین همیشه حرف زنای کلاس ،

برچسب: پرده,اول,زنگ,زمین,شناسی, نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:11

گفته بود تو ازوناشی که اگه خوشحالن با نهایت ِ وجود خوشحالن ، خوشحالیشون واقعیه ، اگه بی تفاوُتن با نهایت وجودشونه ، اگه سردن ، اگه مهربونن ، اگه رِفیقن ... گُف اگه ناراحَتَن از ته قلبشون ناراحتن ، با تمام وجود ، عمیق ...
برچسبها: بگذار از ته دل آه شوم

برچسب: لعنتی,لعنتی,لعنتی, نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:11

آرام کتابهایشرا ورق میزد ، سطر به سطر ، کلمه به کلمه ، دنبال واژه های آشنا ، همان واژه هایی که عمقت را میگویند و میشوند آبی بر آتش ، دنبال همانها میگشت ، همزمان هم پلی لیست خودش را ، همان را که به هیچ کس نمیداد ، حتی اگر شکنجه اش میکردند ، همان را گوش میداد ، همان we only say goodbye with words ، دقیقا همان صدای غمگین و لعنت شده را ... زنده به گور را که میخواند میخندید ، میگفت باید از این شباهت های میان خود و صادق بترسم ؟ نه که ، ترس ندارد ... میخندید دیگر ، میگفت تا کِی کسی نشناسد مرا ؟ تا کی این همه بودن و نبودنم ، تا کی ناشناخته ماندن ، تا کی انتخاب نشدن ، بعد با خودش گفت وقت گل ِ نی و قه

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:11

برای تو مینویسم ، بدون ِ هیچ چیز اضافه ای ، بدون ِ هیچ توضیحی ، چقدر خوبه که تورو به عنوان ِ بهترین دوستم دارم ، سارینا :) ♥
برچسبها: بوی شکوفه های بهارنارنج می آید

برچسب: برای, نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:11

اینکه وقتی حالت خیلی بد شده ، میری و برای خودت اسطوخودوس دَم میکنی ، میری جلد های آنی شرلی رو میزاری جلوت و یکی رو انتخاب میکنی که بخونی ، میری و غرق میشی تو موزیکای یان تیرسینگ و آروم رونوک پا میچرخی و فکر میکنی چی میشد اگه یه بالرین بودی ، اینکه بعدش میپری رو تختو با لباس میری زیر دوش ِ اب سردو و بعدشم میگیری سه تا یخو میزاری تویه پلاستیک و هی میزنی به صورتت و بعدشم میخوابی بعدشم که بیدار میشی میبینی چقدر حالت خوب شده و اون روح ِ مسخره وکسل دیگه نیست و انگار همون دیشب زیر همون دوش ِ سرد یخ زده و رفته و پودر شده ، اینکه حس میکنی دیگه کم کم داری خودتو بلد میشی ، اینکه بلدی چیجوری خودتو خوب کُن

برچسب: بلدی, نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:11

تِسه میرمه

- میمیرم برات -

برچسب: کیجا, نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:11

صفحه بندی